سخن عاشقانه گفتن دلیل عشق نیست...
عاشق كم است...سخن عاشقانه فراوان....
عشق عادت نیست...!
عادت همه چیز را ویران می كند....
از جمله عظمت دوست داشتن را از شباهت به تكرار می رسیم...
از تكرار به عادت....
از عادت به بیهودگی...
از بیهودگی به خستگی و نفرت....

ادامه مطلب  

زمستان  

زمستان
درود بر تو ای زمستان خوش آمدی ای سپید پوش فصل ها ای آزمون سرد انتظار شلاق بادت را دوام می آوریم… سوز سرمایت را تحمل میکنیم… و از کولاکت هراسی نداریم زیرا که دل مان به عشق،گرم است به مهر و دوستی و به همراهی و همدلی بارش برف ات را به تماشا می نشینیم و دانه هايش را چون قاصدکی خوش خبر می پنداریم امیدوارم که بخت دوستانم با سپیدی برف گره بخورد و دلشان از هر اجاقی گرم تر باشد

ادامه مطلب  

برای کسی که باید باشد ونیست  

هنوز هم عاشقانه هايم را عاشقانه برای تو می نویسم ... هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف می زنم ... هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است ... این روزها دیگر پشت پنجره می نشینم و به استقبال باران می روم ... می دانم پاییر" هنوز هم شور انگیز است ... می دانم یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است ... کسی که جز تو نیست بازمی گردد ... می دانم تمام می شود و ما رها می شویم " پس بگذار بخوانم : اولین عشق من وآخرین عشق من تویی ... نرو" منو تنها نذار که س

ادامه مطلب  

 

کاش میشد روی دل کاغذی چسباند و نوشت به یک عاشق ساده جهت اعتماد نیازمندیم
کسی می آمد و نبض احساس را طوری میکوبید که بند دلمان پاره میشد و فاش میشد تمام عاطفه هاکسی که وقتی میگوید پشتت به من گرم باشد دلهره نداشته باشیم که نکند از پشت خنجری بزندکسی که بشود رویش حساب کرد یک به یک عاشقانه ها راکسی که رفتن نداند چیستولی ماندن را بلد باشد، ساختن را خوب یاد دهد
آنوقت است که میشود با خیال راحت کاغذ دیگری چسباند و نوشت، این قلب به قیمت یک عمر حضور عاشقا

ادامه مطلب  

دوست دارم باباجون  

 
 
 
 
دخـتــَــر کـه بــاشی
میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـهدخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاهدنیــآ آغــوش گــَرم پـــِدرتـهدخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــیکـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری ودیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسیدســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـههَر کـجای دنیـا هم بـــاشیچه بـاشه چـه نبــاشهقَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته
 
پس

ادامه مطلب  

معرفی کتاب  

نام کتاب : یک عاشقانه آرام
نویسنده : نادر ابراهیمی
ناشر : روزبهان ، 1376
 
نادر ابراهیمی در «یک عاشقانه آرام» با بیان داستانی خواندنی از زندگی یک زوج و در لابلای  ماجراهاي پیش آمده برای آن‌ها، با قلمی زیبا گفت‌وگوهاي جذابی را خلق می‌کند که مخاطبش را به فکر وا می‌دارد و او را متوجه این موضوع می‌کند که نباید به عشق به چشم یک خاطره و عادت نگاه کرد.          
«یک عاشقانه آرام» در واقع روند و مراحل و برنامه ریزی‌هاي زندگی مبتنی بر عشق دو شخصیت ان

ادامه مطلب  

علی  

و با اینکه دیگه حسای قبلو بهش ندارم ریال نمیدونم چرا وسط رقص و عروسی دلم میخواست فقط به اون پیام بدم ! یهو دلم دوباره خواستش !
و نمیدونم چرا امشب بعد از قراری که با خودم گذاشتم بازم اون پیام عاشقانه رو برای اون فوروارد کردم ...

ادامه مطلب  

عاشقانه های بی همتا  

روزی به جهانیان خواهم گفت
 
که پاییز ستوده به صفت غم نیست
 
و تنهايیِ نهفتهِ درونش را به فراموشی خواهم سپرد
 
تا برای روزهاي زردش شعرهايِ سپید بسراید
 
ویا زردیِ برگ هايش رابه دست باد دهد
 
و ابرهاي بارانیش را به دست رعد
 
سروده ای از مهر بخواند
 
و نوایی از باران
 
لبخند را به گل هاي پاییزی هدیه دهد
 
وعشق را به قلب رهگذران
 
محبت را نثار شاخه کند
 
وعاطفه را نثار آدمیان
 
روزی به جهانیان خواهم گفت
 
که پاییز فصل عاشقانه هاي بی همتاست
 
فصلی زرد

ادامه مطلب  

کاش سرما خورده بودم..  

همیشه آدم ها پس از اعترافات عاشقانه شان مرض ِ سکوت  می گیرند؟ 
من و او هر دو مرض ِ سکوت گرفته ایم..
او اعتراف کرد و من گوش کردم .. متاسفم که آنقدر شگفت زده بودم که فقط گوش کردم ، حتا یک حرف ساده ی  مهربان برای گفتن نیافتم! منی که با واژه ها و جمله ها زندگی می کنم..
مبهوت بودم..
من زیر هجوم آن همه احساس دفن شده بودم ،مثل یک مُرده که می فهمد امّا نمی تواند پاسخی بدهد.. 
چقدر مُرده بودن سخت است! 
حالا مانده ایم زیر آواری که فرو ریخته .. هنوز نفس می کشیم ام

ادامه مطلب  

به انتظار باران...  

بعد از رفتت هنوز هم به انتظار روز هاي ابری مینشینم،
 
به انتظار باران وآرامش نوشیدنِ جرعه ای چایِ داغ،
 
به انتظار نفس کشیدن در هوای عطرآگین حضور
 
به انتظار سقفی که میزبانش تو باشی ومن ،
 
به انتظار محفلی که نقل مجلسش شعر هاي سپید عاشقانه ی تو باشدومن،
 
و در این بزم شاعرانه من معشوقه ای باشم که تو را به نگاهی از جنس عاطفه دعوت می کند،
 
محفلی از جنس پاییز در هوای شورانگیز بارانی...
 
راستش را بخواهی این روز ها انتظار بدجور آزارم میدهد
 
چر

ادامه مطلب  

صرفن جهت یادآوری به خودم که من یک ترانه سرا هستم ..  

دو تا ترانه دست آهنگساز دارم که نمیدونم کی منتشر میشن.. 
یه کار عاشقانه و یه ترانه با موضوع شور و نشاط صبحگاهی که قرار بود در مرکز موسیقی تولید شه ولی سرنوشتش عوض شد.. 
 یه بند از هر کدوم رو می نویسم که  ترانه هام تشویق شن و منتشر شن دیگه

ادامه مطلب  

 

روزی میرسد كه نسبت به همه چیز بی تفاوت می شوی...نه از بد گویی هاي دیگران می رنجی و نه دلخوش به حرف هاي عاشقانه ی اطرافت.
حالا ان روز ممكن است برای برخی پس از سی سال از اولین روزی كه پا به این دنیا گذشته اند فرا برسد...
برای برخی پس از هشتاد سال هم هرگز اتفاق نیفتد این دیگر بستگی به چگونه تا كردن زندگی با انسان ها دارد

ادامه مطلب  

خوشبختی  

یکی تویی و یکی من با این ماه که هنوز هم این شهر را تحمل میکند...همین سه تا بس است...حتی اگر ماه هم نبود...من قانعم...به یک تو و یک من...مگر میان تو و ماه فرقی هم هست؟ای کاش بود...آن وقت شاید همه چیز جز تو معنایی داشت...اما...حالا که ندارد...حالا همه چیز تویی...تمام شعر هايی که با عشق می خوانم...تمام روز هاي خوب...تمام لبخند هاي من...تمام گناه هاي با لذت...تمام زندگی...همه چیز تویی...چیز دیگری هم اگر جز تو بود...فدای یک تبسمت!
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _
عشق همین خنده هاي توست...همین

ادامه مطلب  

بر باد رفته  

دلم میخواست میز سیاه رنگی داشته باشم که مرا توی خودش جای دهد, شغلی داشته باشم پر از نوشتن و سادگی,زندگی ام تهی از تمام دوستی ها و عاشقانه ها باشد,از تک تک لحظات بودنم لذت ببرم,گلخانه داشته باشم و به جای احمق ترین زن دنیا زندگی کنم,دلم میخواست هیچ کدام از ما سرراه همدیگر نبودبم....
 

ادامه مطلب  

طلوع یک فرشته...  

طلوع یک فرشته ...
امروز سالروز تولد فرشته ایست که ثابت کرد عشق فقط افسانه نیست.
ثابت کرد در دنیای سرد امروز هم می توان عاشق شد و عاشقانه زندگی کرد.
امروز سالگرد شکفته شدن یاس عاشقیست که عطر انسانیت و محبتش چنانم مست کرده
که تصور بی او ماندن زندگی را بر من تلخ و حرام می کند و مرگ را شیرین و سهل.
خورشید زندگی من!
در سالگرد طلوعت بیشتر از همیشه عاشق تو ام ای زیبای من...
همسر مهربان من:
تولدت مبارک 
***مهربانم دوستت دارم***

ادامه مطلب  

عاشقانه ای برای تو.....  

طبق قولم یکی دیگه از فایل هاي صوتیم رو برای شما به  اشتراک می گذارم. امیدوارم دوست داشته باشید.
http://s8.picofile.com/file/8278064492/4_439071053516374158.m4a.html
از همهء شما به خاطر محبت هاتون متشکرم و عذخواهی می کنم اگه اسم تک تکتون رو نمی نویسم.
                               

ادامه مطلب  

 

دیروز دندونم خیلی درد گرفته بود باآقامون رفتیم دکتر, دکترگفت دندونت خرابه بایدعصب کشی بشه من خیلی میترسیدم گفت فردا ساعت ده ونیم بیایین برای عصب کشی من اولین بارم بود که میرفتم دندانپزشکی .فرداش باترس ولرز رفتیم خیلی طول کشید تانوبتمون شد همینطور کع دکترگفت بشین روصندلی ترسم بیشترشد دکتر صندلی روخوابوند آقايي دستمو گرفت فشارداد کل بدنم میلرزید تااینکه سوزنو زد و فکم کم کم بی حس شد وبعدهیچی نمیفهمیدم چشاموبسته بودم فقط صدای دستگاهها خیل

ادامه مطلب  

هییس  

جرمم فقط خواستن بود، و‌به این جرم بد می کشتند.اما آنان که کشته شوند...
 
 
**  عاشقش شده ای؟
گفتم: عشق نمی دانم چیست. بی تجربه ام‌تازه کارم. نمیدانم این جور خواستن نامش عشق است یا چیز دیگر . فقط سخت میخواهمش...
 
 
یک عاشقانه آرام...
پی نوشت:
ترجیح میدم قصه بشنوم....(مثل همیشه)
یادش بخیر آقاجون کتاب میخوند... مثل اون پیش نویس کتاب انجمن‌حجتیه... دلم تنگ شده خب...
پی نوشت دوم: ضبط کردن صدا کار خوبیه. ادم میتونه هروقت دوست داشت گوش بده. فیلم گرفتن و عکس هم هم

ادامه مطلب  

پاییز میرود  

خواستم بنویسم از عاشقانه ها و دلتنگی هاي پاییزی و قرار یلدا و ...از صدای خش خش برگ هاي پیاده رو که پس زمینه ی زمزمه هاي عاشقانه شده...
ولی گفتیم حقیقت در نوشته طعم بهتری دارد:
پاییز مال بچه فوفول هاست...مارا چه به این کارها!
ما که بیشترین خاطره ی پاییزیمان را عشقبازی با جزوه ها رقم زده،دیگر چه داریم بگوییم از شب تار و غم یار و دل زار...
ما که شب یلدایمان با درس و جزوه قرار است سپری شود،دیگر چه فرقی میکند یار باشد یا نباشد.
اصلا مگر دغدغه ای بیشتر از غ

ادامه مطلب  

چرخ و فلک ...  

بازی سرنوشت عجیب بازی ناشناخته ایه ...
مثل چرخ و فلک یه روز بالا می بره تورو و یه روز میاره پایین ...
ولی انگار این تویی که باید توی این جنگ بالا و پایین همیشه پیروز باشی ...
چه در لحظات سختی و چه در لحظات خوشی و آرامش ...
این ترانه زیبا که سالار عقیلی فوق العاده خونده رو تقدیم میکنم به تو و خودم ...
تویی که حتی توی نام بردنت مقدم تری بر من ...
تویی که بیش از خود من ، منو دوست داری
در فصل بارش سنگ همچو آیینه بمان
بر جان دشت تشنه بنویس از عطر بهاران
در انتظا

ادامه مطلب  

فصل قارون و سامری ها  

هوالجمیل
ولای اعلی
تا مسیحای عشق پیدا شد – قلب ما بر صلیب شیدا شد
غنچه بودیم و در بلوغی سرخ – عشق خونین ما شکوفا شد
تا که مجنون شدیم، عشقی ناب – آمد و جانشین لیلا شد
در شب ظلم، هر که عاشق بود - با حسین زمان هماوا شد
عشق بر دین و میهن و امت – جلوه‌ی عشق حق‌تعالی شد
بانگ لبیک عاشقانه‌ی ما – در شب ظلم، تُندرآسا شد
سینه را بر ستم سپر کردیم – تا که آماج تیر اعدا شد
عشق ما از نخست خونین بود – با شهادت، وصال، معنا شد
خون ما بر تمام خاک وطن – قطره قطره

ادامه مطلب  

حس قشنگیه  

ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪﯾﮑﯽ ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺑﺎﺷﻪ،ﯾﮑﯽ ﺑﺘﺮﺳﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺪﻩ.ﺳﻌﯽ ﮐﻨﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﺖ ﻧﮑﻨﻪ،ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ …ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺵ ﺟﺪﺍ ﻣﯿﺸﯽ:ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺑﺪﻩﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ ﺭﺳﯿﺪ؟ﻗﺸﻨﮕﻪ: ﯾﻬﻮ ﺑﻐﻠﺖ ﮐﻨﻪ،ﯾﻬﻮ . . . ﺗﻮ ﯼ ﺟﻤﻊ .. ﺩﺭ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﮕﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ،ﺑﮕﻪ ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺳﻢ ﺑﻬﺖ ﻫﺴﺖ.ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ ﺍﺯﺕ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﻨﻪ،ﻭﻗﺘﯽ ﺣﻖ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ …ﺁﺭﻩ …ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ عاشقانه ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ!!!

ادامه مطلب  

شعر : دستهارا باز در شبـــهای ســـرد ... !  

 
 
مژدگــانی ای خیابان خوابــــــــها / می رسد ته مانده ی بشقابــــها
سر به لاک خویش بردیم ای دریغ / نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ
گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها
من به در گفتم و لیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیوارها
 
منبع- وبلاگ عاشقانه-جور وا جور

ادامه مطلب  

دلم یک شعر می خواهد  

چشمان تو که از هیجان گریه می کننددر من هزار چشم نهان گریه می کنند
نفرین به شعر هايم اگر چشمهاي تواینگونه از شنیدنشان گریه می کنند
شاید که آگهند ز پایان ماجراشاید برای هر دومان گریه می کنند
بانوی من، چگونه تسلایتان دهمچون چشم هاي باورتان گریه می کنند
وقتی تو گریه می کنی، ای دوست در دلمانگار که ابرهاي جهان گریه می کنند
انگار عاشقانه ترین خاطرات منهمراه با تو، مویه کنان گریه می کنند
حس می کنم که گریه فقط گریه تو نیستهمراه تو زمین و زمان گریه می

ادامه مطلب  

هزینه  

برای عشقت چی هزینه میکنی ؟ با هم مرور میکنم انواع هزینه هاي عاشقانه اسم هزینه که میاد اولین چیز که به ذهن میاد هزینه مالی هست بعضیا هزینه عاطفی خرج میکنن خیلیها هم ، وقت رو هزینه عشقشون میکنن بعضیها بخاطر عشقشون سختی میکشن و الا آخر ... اما بعضی هم دروغ هزینه میکنن هوس هزینه میکنن نامردی میکنن و بازم الا آخر ... نمیدونم چرا این مطلب اومد به ذهنم که بنویسم شاید همه نوع هزینه کنیم اما خیلی کم هستند افرادی که صداقت و سادگی هزینه کنن هزینه یی که خی

ادامه مطلب  

عاشقانه ها (بوسه)  

جان منی
از این عزیزتر نمی شود.
جان منی و خوش به حالت
كه
مادرت
تو رامثل گوش ماهی هايی كه خودش كنار دریا كشف كرده
دوست دارد.
برایت یك مشت بوسه میفرستم
باز هم هست
از این بوسه هاي عاشقانه برایت زیاد كنار گذاشته ام
عزیزكم
با من نفس بكش
من تو را آزاد بدنیا خواهم آورد ....
درست مثل موج
كه از دریا زاده میشود.
 

ادامه مطلب  

تقدیم به همسر مهربانم...  

تقدیم به همسر مهربانم...
به نام خداوند مهربانی که قلب مرا و سراپای وجودم را از عشق به تو لبریز ساخته ، عشقی که هر لحظه فزونی می یابد و بی قراری را در دلم برپا می کند.
به نام خدایی که تو را برای من آفرید، و مرا برای تو و هردوی ما را برای خودش.
خدایا ! تو را سپاس می گویم که چنین گوهر ارزنده ای را به من ارزانی داشتی. تو را سپاس می گویم که چنین موجود شریف و صادقی را در زندگی به من عطا کردی و وجود او را اختر فروزان زندگیم ساختی.
خدایا ! مرا آنچنان که او می خ

ادامه مطلب  

غفلت  

پسری به دختر مغازه سی دی فروشی علاقه پیدا کرده بود اما در رابطه با عشقش چیزی به او نگفته بود. هر روز به اون مغازه می رفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن و دیدن اون دختر… از بد روزگار بعد از یک ماه پسرک این دنیا را وداع گفت … وقتی دخترک دید خبری از پسر نیست به در خونه پسر رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک ماجرای مرگ پسر ا تعریف کرد و اون رو به اتاق پسرش برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها هنوز باز نشده اند… دخترک با دیدن این صحنه شوکه شد و گریه کرد و

ادامه مطلب  

امان از خزان  

به گمانم پاییز زنی باشد اغواگر كه دهه چهارم زندگی را زیسته باشد. زنی كه رنگها و طعم ها را می داند. خوب بلد است غافلگیری را، گاهی با گرمی آفتاب ظهر پیدایش می شود، روزی با مه بعدازظهر می پلكد. شبی قطره هاي باران را بر شیشه ها می كوبد و عاشقان را پای پنجره هاي تاریك به تماشای خویش می كشاند، صبحی گرد و خاك می كند و برگهاي رنگین را به طغیان وا می دارد. اعتباری به احوالش نیست، نمی دانی امشب كه آرام در كنارت خفته است، تا صبح چه نقشه ها در سر دارد...زوزه ی

ادامه مطلب  

پاییز که می شود...  

پاییز که می شود...
پاییز که می شود
انگار از همیشه عاشق ترم!
در تمام طول پاییز
نمناکی شب ها را با تمام منفذهاي پوستم لمس می کنم.
 و چشمانم همه جا نقش دیدگان تو را جستجو می کند.
 پاییز که می شود
همراه برگها رنگ عوض می کنم زرد و نارنجی می شوم.
و با باد تا افقی که چشمانت درآن درخشیدن گرفت پیش می روم
 و مقابلت به رقص درمی آیم.
تا آن جا که باور کنی
تمام روزهايی که از پاییز گذشته تا به امروز همواره عاشقت بوده ام.
 پاییز که می شود
بی قراری هايم را در با

ادامه مطلب  

تک بیت های عاشقانه ی ناب  

بس که دل ها برده ای با ناز خود بشکسته ای
دود آه عاشقان روزی به چشمت می رود
 
تلاقی دو نگاه است لحظه ی موعود
که آتشی به دو دل شعله ور کند از عشق
 
درمیان موج اشک از نا امیدی هاي خود
هم چنان خندانم از امید واری هاي دل
 
نبودم شمع رسوایی که تا سوزم به محفل ها
به صحرا سوختم چون لاله ای از داغ پنهانم
 
دل افسرده ام امشب پرستار غم و درد است
تو اشکم همتی شاید که از دل عقده بگشایی
 
موج غم هاي تو پایانی ندارد در دلم
موجی از نو جانشین موج دیگر می شود

ادامه مطلب  

دلت که گرفته باشد  

پسرک بختیاری دلت که گرفته باشدچه عصر روز جمعه پاییزی باشد....چه صبح روز شمبه ی زمستانی....چه او دوستت داشته باشد...چه ازتو متنفر باشد...خودت را بغل میکنی سرت را روی زانوهايت میگذاری و گریه میکنی....تمام لحظه هاي تنهايیت را....تمام من شدن هايت...من بودن هايت...تمام ما نشدن هايت....ما نبووودن هايت را...یا همان صبح روز پاییزی بارانی....چتر برمیداری...چتری که میدانی هیچوقت برای خیس نشدنت باز نخواهیش کرد....چتری که هیچ دستی برای خیس نشدنت نخواهد گرفت....ونفس میک

ادامه مطلب  

از نگاهت خواندم ...  

از نگاهت خواندم ...
از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری،
اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقت هستم...
حس کن آنچه در دلم می گذرد.
دلم مثل دل هاي دیگر نیست که دلی را بشکند!
تو که باشی چرا دیگر به چشم هاي دیگران نگاه کنم...
تو که مال من باشی چرا بخواهم از تو دل بکنم!
وقتی محبت هايت، آن عشق بی پایانت به من زندگی می دهد...
چرا بخواهم زندگی ام را جز تو با کسی دیگر قسمت کنم، چرا بخواهم قلبم را شلوغ کنم؟
همین که تو در قلبمی ، انگار یک دنیای عاشقانه

ادامه مطلب  

جستارهايي در باب عشق  

" جستارهايی در باب عشق" نوشته آلن دو باتن، جسته و گریخته خوانده بودمش...به نظرم موقع خواندنش اضطرابی می گرفتم كه نمی شد از اول شروع به خوانش كنم! حدود ده روز قبل تصمیم گرفتم از اول و مرتب بازخوانی كنم. دروغ چرا؟ بسیاری جاها لبخند بر لبم آورد و گفتم ای لامصب! دقیقا همین طور هست كه نوشته ای...بگذریم، كتاب نثر و داستان روانی دارد كه جزییات رابطه عاشقانه را از شكل گیری عشق تا به سقوط ان احساس و ترمیم زخم و بازیابی فرد بیان می كند.از متن كتاب:دوستی هايی

ادامه مطلب  

شعر بی پایان من ...  

شعر بی پایان من ...
رفت تنهايی، آمد جای آن یک عشق آسمانی
شکست شیشه غمها،شد روزگارم مثل آن روزها،روزهايی که با تو بودم و تو در کنارم،
مگر اینکه این روزها تنها از درد دلتنگی بنالم!
ناله هاي من نیز همراه با نفسهاي دلتنگیست
این حال و هوایی که در من میبینی همیشگیست،
همین یک ذره غباری هم که بر روی دلم نشسته از خستگی لحظه هاي دوریست.
نه در رویاهايم تو را سوار بر اسب سفید میبینم نه مثل پرنده در آسمانها ،
من تو را بی رویا ،همینجادر کنار خودم میبینم،
که

ادامه مطلب  

بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست...*  

" من از دوست داشتن، فقط لحظه‌ها را می‌خواستم"
بار دیگر، شهری که دوست می‌داشتم(نادر ابراهیمی)
مردی در دل حفره‌ سنگی رازی را زمزمه می‌کند. در میان گذشته، حرفی که نه شنیده‌ می‌شود و نه قرار است که شنیده شود. در دل گذشته دفن می‌شود؛ شاید واقعیت باشد و یا با بخشی از خیالاتش، درست هم‌چون گفته‌ی پروست خاطره‌ای بسازد و در گوش سنگ زمزمه‌اش کند. هر چه که هست(چه واقعیت و یا خیال او) برای همیشه می‌ماند، در دل گذشته و در جایی که روزی میان زمان گم خواه

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1