به مناسبت هفته كتاب و كتابخوانی ویژه برنامه ای همراه با معرفی كتاب  در مدرسه هاجر برگزار گرديد كه به شرح ذیل می باشد:
 
1- قصه گویی  توسط خانم رحیمی نیكو
2- شعرخوانی توسط یكی از دانش آموزان
3- معرفی كلاس داستان نویسی و قصه خوانی توسط خانم یحیی پور 
4- معرفی كتاب توسط اعضای كتابخانه (رمان هستی و رمان دختری با روبان سفید) - معرفی كتاب توسط خانم رحیمی نیكو ( رمان پيشگو)
5- اجرای مسابقه و اهدای جایزه به برندگان
6- معرفی كتابخانه و فعالیتهای فرهنگی آن
7- ا

ادامه مطلب  

از یادت ببره!  

گفتم : آدم وقتی عاشق کسی میشهلابد بودنِ با اون کس، کسی رو توو گذشته یادش میاره،جای خالیشو براش پُر میکنه.گفت : نه برادر، عشق حقیقی زمانی اتفاق میفتهکه بودن با کسیبودن با تمام آدمای ديگه رو از یادت ببره!
بابک زمانیرمان : بعد از ابر

ادامه مطلب  

نقد کوتاه کتاب Harry Potter and the Cursed Child  

نقد کوتاه کتاب
Harry Potter and the Cursed Child
هری پاتر و فرزند طلسم شده
by John Tiffany (Adaptation), Jack Thorne (Adaptation), J.K. Rowling
ترجمه خانم ویدا اسلامیه
 
اولین نمایشنامه ای بود که خواندم . به عقیده من اگه نویسنده ای باشه که بتونه نسخه ای کاملتر از داستان هری پاتر بنویسه و تمام ناگفته های داستان رو بنویسه و ایده ها و زیبایی های این داستان رو به کمال برسونه ، اون شخص باز هم خانم رولینگ خواهد بود . در این داستان به بخشی از هری پاتر اشاره می شود که در کتاب های سری قبل به طوری

ادامه مطلب  

 

جان شیرین, زمستان است. قلب هایمان هنوز یخ نبسته . قطره عشقی کوچک هنوز از چشم هایمان جاری است. هنوز زنده ایم . زنده ایم و بی هم مانده ایم. ديوارها زرده بالا نمی آورند. گنجشک ها از خوشبختی نمیترکند. قلب من,بی تو,باز هم میکوبد. عجيب است عزیز جان,زمستان این شهر عجيب است.

ادامه مطلب  

امام خامنه ای - رهبر معظم انقلاب اسلامی  

امام خامنه ای
ایشان عناوین متعددي دارند که عبارتند از:رهبر انقلاب اسلامی، مقام معظم رهبری و ولی امر مسلمین جهان. ایشان دومین ولی فقیه جمهوری اسلامی می باشند.
آنچه  حضرت امام خامنه‌ای را از اکثر رهبران و حاکمان تاریخ معاصر ایران متمایز کرده‌است، نگاه منطقیآن حضرت به سیاست است.
مجاهدت ایشان بر همگان آشکار است به طوری که امام 6 بار در زمان رژیم طاغوت توسط رژیم منحوس پهلوی دستگیر شدند.
  سید علی خامنه ای در زندان در زمان حکومت طاغوت(پهلوی)
شخصی

ادامه مطلب  

 

هر كارى را باید با اهلش انجام داد...با دوست نقاشم فقط صحبت از هارمونى رنگ هاى عجيب زندگى لذت دارد...با ان كه همه زندگیش را به فیلم گذرانده باید از ديالوگ هاى ماندگار سینما و دنیرو و آل پا چینو گپ زد...با بچه ها باید بچه شد و پا به پایشان غرق در افكار و بازى هاى كودكانه شان شد..دعوت یك ویلونیست به كنسرتش را نباید از دست داد..!خوردن چاى و شنیدن قصه هاى قديمى فقط كنار سماور ذغالى مادربزرگ میچسبد..و با یك فیلسوف باید بنشینى و زندگى را از بیخ و بن به چالش

ادامه مطلب  

دنیای عجیب ما  

نژاد پرستی یعنی تبعیض.نمیدانم کدام یک از ما به ديگری و چرا برتری داریم.شاید واقعا ترک ها به فارس ها,ایرانی ها به اعراب و سفید پوستان به سیاه ها برتری دارند.شاید خدا از همان اول برتر زاده آن ها را؛و خب حقشان است.ترک های برتر از عالم,برتر و زیباتر و دانشمند تر از ما و عرب ها و اروپایی ها و آمریکایی ها و هرچه هست و نیست,شما دوست ندارید ما شما را و شما ما را هم وطن بخوانیم؟نمی خواهید پيوندي با سایر اقوام ایرانی داشته باشید؟عجيب است که یک ایرانی وطن ر

ادامه مطلب  

فصل سرما...  

روز پنج شنبه انرژی مضاعفی داشتم و کارهای خونه رو سریع انجام دادم... بعدش همسری از نشریه اومد و ناهار خورديم. فرصتی پيدا شد که کتاب بخونم...
بعضی وقتها این کتابهای رمان مثل فیلم های هندي تمام آرزوهای آدم رو جامه عمل می پوشونن... لااقل اگه طرف تو زندگی واقعی نمی تونه به آرزوهاش برسه با خوندن این سطرها تا حدودي خودش رو جای قهرمان داستان می ذاره و کیفور میشه...
عصرش به اتفاق همسری رفتیم جاده سلامتی و پياده روی کرديم. هوا ملس بود ولی من یه بافت پاییزه پ

ادامه مطلب  

14  

ديشب خوابای عجيب غریب زیاد می ديدم . اغلب افرادي که تو خوابم حضور داشتن کسانی بودن که تو زندگی واقعیم باهاشون در ارتباط بودم و حرف هایی تو خواب بهم میزدن که شنیدنش از جانب اون شخص خاص خیلی عجيب و غیر معمول بود طوریکه یهو حس میکردم که دارم خواب میبینم و از خواب بیدار میشدم . تا صبح چندين و چند بار بیدار شدم . سه روز آینده رو میخوام نرم دانشگاه . تاریخ آخرین دونه ی غیبتیه که میتونم بخورم اما درسای ديگه جا دارن هنوز . جمعه شب با اکسم داشتیم حرف میزدي

ادامه مطلب  

 

بسم الله الرحمن الرحیم 
شماهم مثل من به تلپاتی اعتقاد دارید؟بعضی ادمها عجيب شبیه ماهستند . مثلا من یک کلیپ ازیه خواننده مشهورديدم که حرف زدنش دقیقا شبیه خودم بود

ادامه مطلب  

بالاخره دلبرانه یا دل بی‌دل؟  

دنیای غریبی است، عجيب و غریب. پيش از این خیالم آمده بود که دنیا یعنی دو ضرب در دو، چهار. حالا اما نه. دو ضرب در دو، پنج، صد، هزار، هر چه. مثلا؟ مثلا تهرانِ مِه‌آلودِ امروز، مثلا پلّه‌ی آخر پلِ عابر پياده، مثلا بادامِ دربسته‌ی توی کیف، مثلا پلّه‌ی خاموش پّله‌برقی که هر چه بالا می‌رفتی پایین می‌آمد، مثلا حال خوشِ امروز ظهر، بعدازظهر، همین حالا. 

ادامه مطلب  

دلتنگی  

هوا خیلی سرد شده ..
هر وقت هوا اینجوری رنگ زمستون به خودش میگیره دلم عجيب برای داداشم تنگ میشه ....
شاهین جان برادره خوبم بعد از رفتنت خیلی چیزا به سرم اومد
اما دم نزدم داداش.
ولی الان ...... دارم واقعا کم میارم شاهین
کاش بودي . کاش بودي و به این زودي ها نمیرفتی...
هیچکس نتونست جای خالیت رو پر کنه....
برام دعا کن داداشی .... در هم شکسته ام 

ادامه مطلب  

چند خط از یک.../24  

وقتی پدر پنجاه ساله ای از پسر پانزده ساله اش می خواهد که دو سال ديگر صبر کند تا صاحب اتومبیلی برای خودش شود،این فاصله ی 730 روزه،فقط 4 درصد از عمر پدر را تشکیل می دهد اما این دو سال،13 درصد از عمر پسر را در بر می گیرد.پس عجيب نیست اگر برای پسر،این مدت،سه یا چهار بار طولانی تر باشد.
به همین صورت،دو ساعت از زندگی یک کودک 4 ساله،مساوی است با دوازده ساعت از زندگی مادر 24 ساله اش.اگر از کودک بخواهیم که برای گرفتن یک آب نبات،دو ساعت صبر کند،مثل این است که

ادامه مطلب  

حال عجیب  

بازم شب شد و بی خوابی اومد سراغم ...
دلم خیلی پره
دوست دارم با یکی بشینم به صحبت کردن....
حرفای دلمو بزنم و بی تعارف دلمو خالی کنم ......
ولی با کی حرف بزنم ؟؟؟
با خانواده که خیلی چیزا رو نمیتونم بهشون بگم ؟
با رفیق که نمیدونی واقعا دوسته یا دشمن ؟
با سنگ قبره داداشم که فقط منو تماشا میکنه ؟
با امیرحسین که همیشه منو مقصر میدونه ؟
با محسن که وقت نداره حتی جواب تلفنش رو بده ؟؟؟؟
با کی ..... ؟؟؟؟
میدونم یکم عجيبه ولی آماده شدم که برم حرم این وقت شب !
الانم من

ادامه مطلب  

چشانت را بگو بینند حرم  

حکمت بدان انسان هر لحظه هوس
آن تربیت حکم بقای هر نفس
فطانت و صداقت راه هر بشر
عدالتت عجيب بوود در هر بشر
 
ساده دلان به هر طرف رو می کنند
آن حارصان نگاه فیلسوف می کنند
آن زیرکان حکم، حکیم هر زمان
ببوسم آن حقیقت، رب العلام
 
آن سرودها برای رحمتتت
آن تعقل بقای هر بشر
آن تنفر نثار کژ روان
آن تادب نثار عالمان
 
که سالک پيرو پير و مرید
که راه وصل، آن حق العلیم
که تاديبش بوود حق عظیم
که خوف و ترس آن عرش وسیع
 
تنفر هست، ذات هر بشر
که حرمت نگه دار، در راه

ادامه مطلب  

چه قدر عجیب و جالب!  

گوشیم شارژ نداره
هی ذهنم درگیر بود چه کار کنم از اول کلاس
یهو یه لامپ واسم روشن شد که اون دفعه یه دختره توی همچین کلاسی گوشیشو در همین حوالی که من نشسته م، زده بود تو شارژ. بذار ببینم این جاها نیست؟! 
تا دورمو یه کم نگه کردم، ديدم دقیقا پریز بغل پامه! دقیقا بغل صندلی من
خدایا، مرسی! 

ادامه مطلب  

 

یه وقتایی ام هست دلت هوس یه چیزی میکنه. که میتونی
خودت بخریش یا دست کم بگی مامانت اینا برات بخرن اما 
نمیچسبه به جونت ازاون وقتاست که دلت خل شده و دوسداره یه 
نفر فقط مثلا اون هوسونشو براش بخره فقط از دست
یه نفرمیچسبه.که بهش بگی دلم اینو میخواد ببینی برات تهیه کرده.
امروز توراه برگشت بخونه دلم یه چیزی خواست. شديدا هم
خواست اما خب گفتم دل جان بشین سرباسنت :))) 
ديگه به مامانم نگفتم هوس کردم . هوس توت خشک کردم عجيب
غریب :))) نه بیا هوس پاستیل و لواشک

ادامه مطلب  

کریسمس پیشاپیش مبارک.  

بده یک می قدح،مولای عیسی
نداری می بدي، روحم، مسیحا
اگر نیستیم که لایق،گرد عیسی
شرابی ما بده ، یاران عیسی
که بود حواریون مردان یارب
همه شمعند، گرد شاه یا رب
یهودا، یوحنا، توما و یعقوب
مثال هر گلی گرد کلیسا
که شمعون، تادئوس یاران عیسی
متی پتروس بودند، انس کلیسا
که نام یار آن روح القدس هست
فیلیپ آن یار پاک عصر عیسی
که آن اندریاس، یعقوب زیدي
همه هستند، گلستان کلیسا
که گو شاهم پدر، جانم پسر هست
که داریم روح القدس مهمان عیسی
که از لوما آن یار  کلیس

ادامه مطلب  

 

من اگه کیک میپزم و کار میکنم شاید میتونم بگم ۴۰ درصد ش
برای پول و رفع نیازهامه وباقیش هدفداره. من هدفدار کار میکنم 
که اینکه بتونم با طعم خاص کیک هام تو دل مردم جاباز کنم
وقتی که مشتری بعد خوردن کیکش میاد تو پيج شخصیش و درباره
طعم کیکم و حس خوبی که بهش منتقل شده و
لذت برده به ديگران هم تاکید میکنه که حتما امتحان کنن حالم عجيب
غریب خوب میشه. درسته که الان تعدادشون کمه
اما من هدف دارم یروز خیلی خیلی معروف ترمیشم. 
کیف میکنم :)
یجورایی ام باهمه لج ک

ادامه مطلب  

عجب!!!  

رفتیم نشستیم تو کلاس
صندلی بغلیم نشست
وقتی برگشتم واسه یه کاری، 
آروم زد به کمرم و یه کم دستشو روی کمرم نگه داشت
برگشتم با تعجب نگاهش کردم! 
طبق معمول با همون لحن و صدای نازش گفت:چه قدر خوش هیکلی!!!!! 
خنديدم و با تعجب تشکر کردم و بهش گفتم:چشم بصیرت داریاااا!!! 
عجيب بود برام!...  

ادامه مطلب  

اگر دستتان را در نیتروژن مایع فرو ببرید  

یخ زدگی و از بین فتن پوست دستتان حداقل صدمه‌ای است که با آن مواجه می‌شوید. اما راهی وجود دارد که بتوانید این کار را بدون کوچک ترین صدمه ای انجام دهید!  توجه: در این مطلب نکات ایمنی و جزئیات دقیق آزمایش ذکر نشده است، به همین دلیل تاکید می‌شود از انجام این آزمایش خودداری کنید، چراکه ذره‌ای خطا یا اشتباه می‌تواند به از دست رفتن دست شما منجر شود. تئودور گری از خبرنگاران سایت پاپ‌ساینس عاشق انجام آزمایش‌های عجيب است. یکی از آزمایش‌های معروف و

ادامه مطلب  

جالب‌ترین روش‌های تقلب دانشجویان در جلسه امتحان +تصاویر  

رایج ترین روش برای بردن تقلب سر جلسه امتحان، نوشتن پاسخ های احتمالی روی برگه های بسیار ریز و قرار دادن آنها زیر برگه امتحان است. اما شاید برایتان جالب باشد بدانید که برخی از محصلان روش های بسیار عجيب و مبتکرانه ای برای این کار دارند. مثلا فرض کنید، یک دانشجوی خلاق و البته تنبل برای گرفتن نمره قبولی همه فکر خود را به کار بسته و پاسخ ها را تایپ کرده و آنها را روی برچسب آب معدنی چاپ کرده تا بتواند در راحت ترین حالت ممکن، تقلب کند.خلاقیت های تصویر

ادامه مطلب  

ولادت حضرت محمد مصطفی (ص) و امام صادق (ع) بر تمام مسلمانان جهان مبارک.  

 
ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)ختم رسولان و امام صادق (ع) بر تمام مسلمانان جهان مبارکباد.
 
        عید زیباى برائت از عدو دارد ربیع    ***     عید میلاد دو دلدار نکو دارد ربیع
       موسم سرمستى دلهاى شیدا آمده  ***    مصطفى با حضرت صادق به دنیا آمده
 
در روز ولادت حضرت محمد (ص) اتفاقات عجيبی در روی زمین رخ داد که به همین مناسبت آنها را با هم مرور می کنیم :
حوادث عجيب هنگام تولد پيامبر اسلام
پيامبر اسلام (ص) در روز جمعه 17 ربیع الاول، بعد از طلوع فجر، در ع

ادامه مطلب  

!  

تو نمازخونه خواب بودم با خوردن یه دست تو صورتم از خواب پریدم! 
اونم درست در وقتی که باید بیدار می شدم! 
چشمامو که باز کردم، 
در کمال حیرت ديدم یه دختر کوچولوی بامزه با موهای طلایی و چشمای سبز،تنهایی نشسته جلوم! 
امون نمی داد! پلاکمو می گرفت دستبندمو می گرفت انگشترمو می خواست بخوره!!! 
اصلا تو شوک بودم کاملا! 
بعدشم گوشیمو برداشته بود هی می گفت الوووووو!!! 
عزیییییزم!!! 
تا این که بالأخره یکی اومد پيشمون و یه کم که موند با اون دختر کوچولوی بامزه ر

ادامه مطلب  

137.  

- بی محابا می باره.
آسمون کل ديشب رو بارید، همینطور همه ی امروز صبح. با اطمینان میگم، چون هنوز سرماش از تنم بیرون نیومده. می دونی قشنگ ترین بخشش چی بود؟ هیچکدوممون پيشنهاد لغو برنامه رو نداديم. از کوه کشیديم بالا و یه جا برای نشستن پيدا کرديم و یه صبحونه ی خوب خورديم. برای خودم هم عجيب بود که هیچکدوممون حرفی از بی خیال شدن نزديم. سلفی نگرفتیم. از خیس شدن لباسامون غر نزديم. نه من چیزی از مزه ی آش گفتم نه اون از املت و اصلا نفهمیدم ازش راضی بود یا نه

ادامه مطلب  

 

هر آدمی تو این دنیا رسالتی داره،شاید رسالت و وظیفه منم این باشه،من باید محکم باشم ،حق جازدن ندارم،حق برگشت به عقب رو ندارم،حق سستی و شکایت هم ندارم.
این دو روزه خیلی بد رفتم،خیلی کاهلی کردم سر نماز،حواسم هم هست دو هفته ای میشه قرآن نخوندم ،یکم کم حوصله شدم و‌خسته،باید بیشتر رو خودم کنترل داشته باشم ،تحملم رو بالاتر ببرم سر خستگی ها و کلافگی ها و ناامیدي های همسرجان.باید بتونم بهش روحیه و‌انرژی بدم ان شاالله پس اول باید رو خودم بیشتر کار کن

ادامه مطلب  

دردودل  

سلام، کسی نیست و من همچنان مینویسم، تنهایی با ادم چکار که نمیکند، ادم ها حتی توی دنیای مجازی هم تنها هستن، از ديروز خودم را درگیر یه کتاب کرده بودم، کتابی که محتوایش قلبم را سوزاند، روحم را اتش زد، گورم را کند، هر جمله اش حفره های درون قلبم را عمیق تر میکرد، گاهی با طنز می امیخت و من باز هم تلخ بودم و تلخ میخندديدم، وقتی نوشته بوی غم میداد ، اشک هایم بدون اینکه نظرم را بخواهند روی گونه هایم قل میخوردن تا زیر چانه ام، عجيب خودرا شبیه جمله های ای

ادامه مطلب  

قاپیدن بهار از منقار کلاغ (بازنشر)  

چه کنم که اخیرا این جا شده جایی برای رفتن دوستان. این یادداشت را برای محسن سیف، حدود یک سال و نیم پيش نوشته بودم. گمانم بازنشرش خالی از لطف نیست.
وسط ارديبهشت بهاریه خواندن هم حال خودش را دارد. مخصوصاً که با متنی جان‌دار مثل مطلب محسن سیف روبه‌رو بشوی.
محسن سیف از منتقدان نسل من نیست و دورادور می‌شناسمش. ولی هر سال در جشن‌واره فیلم فجر بارها و بارها می‌بینمش. ديده‌ام که با چه جديت و وسواسی توی سرویس‌های وَنِ یا حتی کنار دست‌شویی‌های برج م

ادامه مطلب  

اعتماد بنفس کاذب  

جونم براتون بگه ، بعد ورزش تا خرخره باقالی خوردم، عاشق حبوباتم، ب قول کره ای ها مهم نیست مزه غذا چیه مهم اینه که توی غذا چیه .....منم سعی میکنم این نقل قول رو دنبال کنم....راستی تا حالا دوست خود شیفته ی رو مخ داشتین؟ خدا واستون نخواد، ی رفیق داشتم ته خودشیفته های عالم بود، قیافشم بد نبود شاخم نبود... اوایل که به اخلاقش عادت نداشتم واسم خیلی غیر منطقیو عجيب میومد، حتی عصبی میشدم، ب مرور واسم یجورایی مسخره اومد ، بیشتر وقتا دستش مینداختم، یا در جواب

ادامه مطلب  

دریاچه ی آنجیکنی  

ین دریاچه تاکنون جان بسیاری از افراد را گرفته است. حتی دریاچه‌ی آنجیکنی یک روستا با تمام اهالیش را یکجا بلعیده است! همه چیز در نوامبر 1930 میلادي اتفاق افتاد، زمانی که ماهیگیری به نام جرج لابل تصمیم گرفت برای پهلو گرفتن قایق خود، از بندر روستای نوئیت استفاده کند. او با این نواحی آشنایی کامل داشت اما در کمال تعجب اثری از 30 تا 2000 ساکن این روستا (بسته به اینکه کدام یک از منابع را در زمینه‌ی جمعیت این روستا معتبر بدانید) نیافت. همه چیز از جمله غذاه

ادامه مطلب  

لبیک یا حسین...  

 دلتنگم
عجيب دلتنگم
     مدتیه نمی دونم از چه وقت ،چند وقت
           فکر می کنم از همون روزی که چشم باز کردم
                از لحظه ای که در اغوش مادرم گریه کرم ناله کردم
                     دلتنگیم از همان موقع شروع شد  .
                             ديده بودمت پا به این دنیا که گذاشتم
                                از تو بریدن و دور شدن برام سخت بود
                                      تنها چیزی که تو زندگی ام خوب فهمیدم
    

ادامه مطلب  

مذهبی : به هوای حرمش می گذرد ایامم...  

به هوای حرمش می گذرد ایامم...کوه دردم که کند نام رضا(ع) آرامم...
امشب عجيب دلتنگ جاده های منتهی به مشهدت شده ام...
جریان چیست؟
به دلم نگاه کرده ای؟
دلتنگِ نفس کشیدنم...
هوای مسموم این شهر
نفسم را بریده است... 
فقط هوای حرم توست
که آرامم می کند...
چه اعجازی در هوایت نهفته است،
 ایها الرئوفــــ ؟ديرگاهی است که
نفس هایم به شماره افتاده 
دقت کردين وقتی دلتون هوای
حرم امام رضا رو می کنه همه چی دست
به دست هم میده تا بیشتر
آتیش بزنه دلتونو؟؟
منتظر یه ا

ادامه مطلب  

دل تنگی  

چشمم به ضریحت افتاد و اشک ریختم...
گوشم به صدای جیلینگ جیلینگ اون لوستر های قشنگت داشت عادت میکرد ...
حال و هوای 2نصف شب تا 7صبح و یادم نمیره 
یادته راحت مینشستم یه گوشه و گوش میکردم به صدای لوسترها یا زیارت امین الله میخوندم و نماز حاجت برا بقیه؟
توی روز هم دلم میخواست بیام کنار ضریحت و کنارت باشم ولی شلوغ بود ...
مامانم هی میگفت خب برو ...
یا اگ میخواست بره جلو نمیذاشتم میگفتم از همینجاهم به آقا سلام کنی میرسه 
حتما که نباید مردمو پامال کنی 
کلا1م

ادامه مطلب  

داستان عشق  

بچه که بودم عیدا حال و حول من بودتمام انرژی های سرکوب شده یکسال تو وجودم به صورت آتشفشان فوران میکرد؛ با شنا کردن تو آب لجن و بیماری پوستی گرفتن با از درخت بالا رفتن ، رقصیدن پشت وانت، دوییدن و عربده کشیدن تو خونه باغ عموم، کتک کاری با پسر عمو هام، کله پاچه خوردنا (عاشق کله پاچه بودم) ، تولدای آن چنانی که هر چهار فروردين برام میگرفتن.زن عموم هرسال خونشو برام تزیین میکرد و کیک دو طبقه که هیجا نديده بودم میگرفت و طلا بارونم میکردن همه چون زن عموم

ادامه مطلب  

زندگینامه شهید مدافع حرم شهید هادی ذوالفقاری  

 
 
سال ۱۳۶۷ بود که محمدهادي یا همان هادي به دنیا آمد.او در شب جمعه و چند روز بعد از ایام فاطمیه به دنیا آمد. وقتی تقویم را که می بینند درست مصادف است با شهادت امام هادي (ع) بر همین اساس نام او را محمدهادي می گذارند. عجيب است که او عاشق و دلداده امام هادي (ع) شد و در این راه و در شهر امام هادي (ع) یعنی سامراء به شهادت رسید. 
خانواده‌ هادي می گویند : هادي اذیتی برای ما نداشت. آنچه می خواست را خودش به دست می آورد. از همان کودکی روی پای خودش بود. مستقل بار

ادامه مطلب  

 

 گزارشى از كنسرت لباس‌خوانى در اصفهان؛

حرف‌هاى ویژه لباس‌خوانى به دل مخاطبین موسیقى نشست
یكى از مهم‌ترین كنسرت‌هاى امسال اصفهان، كنسرت گروه لباسخوانى بود. براى اطلاق لقب «یكى از مهم‌ترین‌ها» چند دلیل دارم؛ اول نوع كار این گروه است؛ لباس خوانى! كه به هر حال ایده‌ى متفاوتى دارد. دوم اجراى گروه است؛ اجراى دوساعته‌اى كه خیلى نزديك به پرفورمنس بود در دكورى متفاوت و قابل بحث و سوم حضور چهره‌هاى فرهنگى و هنرى اصفهان كه از آن‌ها در انتهاى

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1