شعر متن آهنگ تجربه کن با صدای شادمهر عقیلی  

شعر متن آهنگ تجربه کن با صدای شادمهر عقیلی
دستتو ول میکنم اگه میتونی برو یه قدم تجربه کن بی من این آینده روبعد من هر کی بياد من ازش عاشقترمبعد من هر کی بياد من ازت نمیگذرم
تو نمیتونی بری وقتی عاشقی هنوزهر چی از تو بشنوه به خودم گفتی یه روززندگی کردم تو رو تا نگاه آخرتمن همین نزدیکیام یه قدم پشت سرت
بعد من هر کی بياد باید از من بگذرهتا کجا باید بری تا منو یادت برهرفتنت عذابته خاطرات با کیههر چی تجربه کنی بعد من تکراریه
 
Download MP3 / دانلود اهنگ کیف

ادامه مطلب  

 

دیشب خواب دیدم بهم میگه بدون من هم میتونی
بهم میگه باید بره، مجبوره
یاد همه شون افتادم. بدون همه شون میتونستم. بدون همه شون میتونم. این رو هم واقعا یاد گرفتم. 
ولی نمیخواستم، بدون اون ها نمیخواستم، بدون اون هم نمیخوام. ندارمش، مال من نیست، ولی داره ميره
اشكال نداره، من باز هم میتونم. این دفعه سبكتره دردش لااقل. 
این دفعه اصلا خودم میخوام برم. میخوام یاد بگیرم رفتن رو
اگه برم، دیگه بر نمیگردم، هیچ وقت! 

ادامه مطلب  

آهنگ عید تلخ  

بلاخره بعد از مدت ها سکوت حسن کریمی(گرگ سیاه)
یه کاره متفاوت انجام داد
و اون خوندن یه اهنگ دیس لاو ب سبک راک با یک خواننده ی رپر
کارشون خوب درومده حتما دانلود کنید
عنوان کار : عید تلخ
به کانال تلگرام حسن جان هم تشریف بيارین کارش درسته نیاز به حمایت داره:
HassanKarimi5712@
دانلود:
 
با کیفیت 320
 
با کیفیت 128
 

ادامه مطلب  

 

تا شاخه نبات خودت نشی، شاخه نبات هیشکی نمیشی....
هی داره این جمله رو بلند بلند تکرار میکنه
راه ميره میخونه:
تا شاخه نبات خودت نشی....
و من باین فکر میکنم که تا شاخه نبات خودم شدن راه بسیاره.....
راه بسیاره پس....
پس......
 
+ خصوصا که این روزها حال و حوصله خواندنم را هم نداری دیگر.....

ادامه مطلب  

آهنگ فرهاد دریا  

گردش چشم سیاه تو خوشم می آید
موج دریای نگاه تو خوشم می آید
همچو مهتاب که بر ابر حریری تابد
تن و تن پوش سیاه تو خوشم می آید
چون چراغی که دل شب به مزاری سوزد
سوختن در سر راه تو خوشم می آید
در سپهر نگهم نور فشاند شبها
مهر من جلوه ماه تو خوشم می آید
جلوه گلشن اندام که دیدی ای دست
که خس و خار و گیاه تو خوشم می آید
بسکه در آتش هجران کسی سوخته ایی
اشک جان پرور و آه تو خوشم می آید
رفتی از خویش و کف پای که را بوسیدی؟
ای دل پاک گناه تو خوشم می آید
 
 این اهنگ از

ادامه مطلب  

 

نویسندگی کارساده ای نیست . اتفاقابرای بعضیهایک دغدغه است . ادمایی که پراز فکرهای ناب هستند ، پراز ایده ، پراز قصه ، پر از رویاهای زیبا . یاشایدم پرازخلاقیت ...!!!
البته هرچیزی دانشی داره ،هرچیزی هزینه ای داره ...باید اصولشویادبگیری ، باید باخودت خلوت کنی،  ببینی ایامیتونی چیز باارزشی به دنیای نویسندگی وارد کنی ، یا باعث بشی چندنفردیگه ازاین هنر زده بشن !!! متوجهی که چی میگم ؟

ادامه مطلب  

داستان عشق  

بچه که بودم عیدا حال و حول من بودتمام انرژی های سرکوب شده یکسال تو وجودم به صورت آتشفشان فوران میکرد؛ با شنا کردن تو آب لجن و بیماری پوستی گرفتن با از درخت بالا رفتن ، رقصیدن پشت وانت، دوییدن و عربده کشیدن تو خونه باغ عموم، کتک کاری با پسر عمو هام، کله پاچه خوردنا (عاشق کله پاچه بودم) ، تولدای آن چنانی که هر چهار فروردین برام میگرفتن.زن عموم هرسال خونشو برام تزیین میکرد و کیک دو طبقه که هیجا ندیده بودم میگرفت و طلا بارونم میکردن همه چون زن عموم

ادامه مطلب  

خدا  

گم شدم میونِ حالِ مزخرفم
پیدا نمیکنم خودمو...
گم شده ام نیست!
دلم میخواد این حال و خودمو بردارم ببرم یه جایی و فقط داد بزنم و گریه کنم
انقدری که گلوم زخم شه و چشام کاسه ی خون 
بشینم کَفِ زمین و های های برای خودم گریه کنم
خدایا؟چرا سبک نمیشم؟خیال نداری یکم فقط یکم از این حال و هوا بیرونم بياری؟
آدم اگه عاشق باشه میفهمه یه دردی داره ، اگه خسته باشه بازم اون مشخص،اگه درد داشته باشه اونم دَوا داره ،چمیدونم...ولی این چیه که گریبونِ من میشه؟دردِ بی در

ادامه مطلب  

 

عزیزم از روزی که تو رفتی همه خاطره هامونو سوزوندم
آخه حالم خراب و داغون بود با دعاهای مادرم موندم
ببین عشقت باهام چیکار کرده من برای خودم کسی بودم
رد داده مغز من عین روانیام عشقم کجایی
همه باهام بدن قید منو زدن عشقم کجایی
کوله ام رو دوشمه تو این خیابونا عشقم کجایی
بارون که میزنه خیس میشه کارتونا عشقم کجایی
 
واست تو, روی همه وایسادم همه می خوان که نا امیدت شم
مدل موهامو عوض کردم تا شبیه عشق جدیدت شم
من کجا همچین آدمی بودم من برای خودم کسی بودم


ادامه مطلب  

رونده باش  

نه و ربع جمعستمحمد کنار شوفاژ  جاشو پهن کرده و زیر پتوعهشاید داره به زنگ تفریحای فردا و مسیر برگشت و کوکایی که قراره بخره فک میکنههمینقدر آروم و بی هیاهو ...خاله نازی بعد یه سال بیخیال نشده و هنوز ادامه میده به فرستادن مطالب علمی برای بزرگ شدن سینه! منم نخونده براش یه استیکر قلب میفرستم .مامانم رو مبل نشستهاخم کرده و کتاب میخونهفکر کنم شعرای شیمبورسکاسداره به اینکه چی بپزه فک میکنه و اینکه فردا تا باشگاه پیاده بره یا با تاکسی.خاله تو اتاق اول

ادامه مطلب  

قیافه ی خدا  

یه خانواده ی سه نفری بودن یه دختر کوچولو بود با مادر و پدرش بعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به دختر کوچولوی ما میده بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت . دختر کوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با داداش کوچولوش تنها بذارن. اما مامان و باباش می ترسیدن که دختر کوچولوشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بياره. اصرارهای دختر کوچولو اونقدر زیاد شد که پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن اما در پشت ِ در اتاق مواظبش باشن. د

ادامه مطلب  

آرزوهای یک دختر  

از بچگی تا الان هیچوقت نشد اونطور که دوست داشتم مثل یه دختر زندگی کنم ، وقتی هم که داشتم سعی میکردم اطرافیانم بدجور زمینم زدن. از بچگی تا الان روزهای خوبی رو تجربه نکردم. آدم هایی که فکر میکردم خوبن بد ازآب دراومدن و این خیلی منو عوض کرد. وقتی رویاها و آرزوهای کودکانه یه دختر نابود میشه چی از اون باقی میمونه؟. وقتی یه دختر همه ی زندگی آیندش رو بخاطر یه نفر کنار میذاره ، وقتی با همه ی نبودن ها و محدودیت های رابطشون میسازه اون دختر دیگه تو زندگیش

ادامه مطلب  

قانون نسبیت انیشتین...  

از وقتی مطلب پست قبلم رو خوندم، فکرهای جورواجور دارم می کنم.
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا همون قانون نسبیت انیشتینه... یعنی الان در این تاریخ و روز داره عاشورا در زمان  61 هجری اتفاق میفته. جنگ جهانی اول و دوم...هر مورد تاریخی که فکرشو بکنیم. حتی زمان پیری و آینده خودمونم داره اتفاق میفته اینکه میگن تاریخ تکرار میشه هم یه جورایی مربوط به همین مورده گمونم. و این مطلب یکی از هیجان انگیزترین مطالب علمی هست که هربار که بهش فکر می کنم مدتی مغزم تجزیه

ادامه مطلب  

همه چی آرووووووووم نیست !!  

این روزها هم داره بهم خوش میگذره ، هم معمولی و هم گاهی از همه چی خسته میشم !!
ماهی که داره تموم میشه و احتمالا یه اسباب کشی افتادم 
البته جهت پیشگیری مشغول اماده سازی مکان جدید هستیم ( رنگ و نقاشی و در و دیوار خونه ) 
مغازه هم برنامه خرید کارهای جدید و دارم که فکرم و درگیر کرده 
از همه مهمتر : پوووووووووووووووووول ندارررررررررررررررررم 
در عوض خوشیهایی بوده از طرف خانواده و دوستان که این تحمل این شرایط و اسونترش کرده 
جاتونم خالی از بابت اینکه

ادامه مطلب  

 

میگن وقتی نیتت خدایی باشه ،توکل میکنی به خدا و میخوای که حرکت کنی و بسم الله میگیری ،خدا خودش دستتو میگیره و ردت میکنه از موانع ،خودش هواتو داره ..همون جوری که وقتی نیتت نادرست باشه خدای نکرده دستت ميره تو دست شیطان درونت و شیطان قسم خورده بیرونی و دیگه اون وقت معلوم نیست چه بلایی سر آدم میاد ،خدا رحم کنه اون موقع رو واقعا ..
چه شادی عمیقی اومد تو دلم سر صبی ،خداروهزار مرتبه شکر ،الهی که حال عزیزانم هر روز بهتر و بهتر باشه از روز قبل و روزهای قب

ادامه مطلب  

المپیک  

مسابقات ورزشی المپیک تابستانی که بزرگترین رویداد ورزشی جهان هست در شهر ریودوژانیروی برزیل در حال انجام هست و خیلی از مردم جهان رو مشغول خودش کرده, در این مسابقات رشته های زیادی هست ولی متاسفانه کشور بزرگ ما از جمیع جهات (وسعت, نیروی انسانی, ثروت و استعداد) فقط در چند رشته خاص شانس مدال داره, رشته هایی مثل کشتی, وزنه برداری و تکواندو. اگه بحث چند رشته گروهی رو مثل فوتبال و والیبال و هندبال و بسکتبال و ... رو کنار بذاریم که شرایط خاص خودشون رو دار

ادامه مطلب  

خوش حالی های خوب. خدایا ممنون بخاطر همه چیز  

چند تا قلمه فیکوس زدم، سه تا تو خاک و دو تا تو اب، یکی از تو ابی ها ریشه زده و دلم براش ریز ریز ذوق میکنه و هر وقت یادش میافتم لبخند به لبم میاره. هر روز نگاهش میکنم.واقعا خیلی زیبا و لذت بخش و شگفت انگیزه. این تلاش برای بقا و از نو، زنده شدن. زنده ن اما برای اینکه دوبارهو عمیق تر و ماندگار تر بشن ریشه میزنن و زندگی جدیدی رو شروع میکنن.
صبح در واقع ظهر، که بیدار شدیم با ابپاش جدید به همه گلها آب دادم و باران رو اماده کردم برای رفتن‌. تو سرویس ها شوین

ادامه مطلب  

نکنه منظورش منم؟!!!  

یه چیزی بخواد ذهنت و مشغول کنه نگاه نمیکنه الان وقت داری نداری سر کلاسی توی مهمونی پشت فرمونی... به هیچی کار نداره میاد توی ذهنت فکرت و مشغول میکنه و مجال هیچ کاری رو بهت نمیده مثل الان که سر کلاس تخصصی هستم، استادم داره یه مطلب مهمی رو میگه ولی من گوشی دستم گرفتم اومدم تا برات بنویسم بنویسم تا بلکه کمی آروم بگیرم میدونی اون حرف دیشب این عکس الان نکنه...... این فکر اومد تو ذهنم که نکنه منظورش منم! و این یعنی...... ولش کن نه نه نمیشه ولش کرد سر دردم دا

ادامه مطلب  

 

فیلم «perfetti sconosciuti» ...
یک فیلم با یه داستان کاملا جدید حداقل از دید من ،ماجرای چند زوج که تو یه شبی که قراره کسوف بشه دور هم جمع میشن ،همه چی در اول خوبه تا اینکه بحث‌خیانت یکی از دوستان مطرح میشه و قرار گذاشته میشه تا آخر مهمونی همه وارد یه بازی یا چالش بشن برای اثبات متعهد بودن به زندگی مشترک و به شریک زندگی و ماجراهایی که در ادامه اتفاق میافته..
فیلم حرف های زیادی برای گفتن داره ،ولی همونطوری که گفتم ممکنه نوع نگاه یه فرد مجرد و‌متاهل به داست

ادامه مطلب  

قصه  

یه دیوی تو قصه ی من هست که داره منو از پا درمیاره 
قهرمان من وقتی که راهی قصه شد بود ،تو هجوم نفس گیر نفرات دشمن ،
تو  یه جنگ تن به تن مرده ...
من موندم و یه قهرمان مرده و یه دیو که زخم می زنه و خون می خوره که زنده بمونه 
 
پی نوشت:یادم هست به کسی گفته بودم من قهرمان قصه ی خودمم

ادامه مطلب  

روزعاشقی  

قصه ازاونجایی شرو شد که منو جواد تو چت باهم اشنا شدیمو جواد منو ازقبل دیده بودو عاشقم شده بود...
تا اینکه سرموضوع رو باز کردو گف عاشقمه اول باورش نداشتم ولی وقتی گفت دخترخالش میدونه و گفته برم تا ببینتم باورم شد که جواد منو دوس داره....
منم سعی کردم عاشقش بشمو بهش دل ببندم

ادامه مطلب  

 

چقد شوکه شدم امروز...
دو هفته پدرمو دوبار عمل کردن و من از هیچی خبردار نبودم. این خونه پر از اشک و آه بوده و من هیچ خبری نداشتم! چقد احساس بدی دارم. دیگه تمایلی ندارم برم دانشگاه. احساس‌میکنم هر لحظه امکان داره چیزی رو ازم قایم کنن. این گچ دست پدرم دیدنش سخت ترین اتفاق زندگیم شد!!

ادامه مطلب  

 

امروز یه فیلم فوق العاده دیدم    while we are yung
راستش تو فکرم بود که یکم در موردش بنویسم اما تا به حال در مورد فیلم و سریالی به صورت حرفه ای که بخوام هدف ها موضوعاتش رو بيان کنم  نگفتم و ننوشتم  . پس فکر کنم بهتره با شیوه ی خودم که همیشه ساده حرفامو بيان می کنم بنویسم . 
یک کمدی تفکربرانگیز در مورد چالش هایی که یه زوج 40 ساله تجربه می کنن زوجی که ما نمی تونیم جز جوان های 20 تا 30 سال حسابشون کنیم که هنوز فرصت های زیادی دارند و تجربه های بیشتری  برای کسب ک

ادامه مطلب  

 

کلی حرفه ینی... همشو بقچه کردیم تو بغض هر هشت ساعت میخوریمشون....با یه لیوان اب سرد. 
+ سردردم نه تنها خوب نه میشه که داره به طرز عجیبی ادامه پیدا میکنه، میتونه کار یه تومور باشه. میتونه میگرن باشه... میگم اینارو...میخندن فقط. فک میکنن شِر میگم ،

ادامه مطلب  

اخرين جمعه پاييز  

عصر اخرین جمعه پاییز !!
تنهام ، خسته  از یك روز پركار،انرژی بر و البته بازهم تنها 
خیلی دلم میخواد به چیزای خوب فكركنم اما،دیدن بعضی فیلم ها ادم و یادبعضی ادم ها میندازه .....
ولو بودم روی كاناپه و داشتم فیلم میدیدم،یكی از دو شخصیت رقیب داخل فیلم برای جاسوسی عشقش و میفرسته پیش اون یكی و بد ماجرا رقیب عشق و طرف و كف ميره و گندمیزنه به همه چی 
منم كه زخم خورده رقیب ،نتونستم جلوی خودم و بگیرم و انگار كه دوست داشته باشم این خودازاری و تمام اون اتفاقا

ادامه مطلب  

من فقط نگینم  

ببخشید به خدا اگر می توانستم دنیا را برایت می گرفتم ولی اشکت را نبینم...
مگر من خودم می خواهم مگر من به تنهایی زورم میرسد ...
اقا منم ادمم به خدا منم توانایام حدی داره مگر چگونه نشان داده ام خود را همه 
فکر می کنند برای خودم برسلی هستم من فقط نگینم نه چیز دیگه ای...
 
 
فردا باید با مامان حرف بزنم حتما...

ادامه مطلب  

سرما  

منفیِ سیزده درجه ، یا سیزده درجه زیر صفراین دمای هوای امشب و دیشبِ شهر منه ، خواستم از عشق بگم و احساس ، دلم کشید از حرفای عزیزائی بگم که سردتر از منفی پنجاه درجه ان ، از پیامائی بگم که لحنشون سرب رو هم یخ میزنه چه برسه به دل ، از عشقی که انقدر داغت میکنه که آتیش کنارت هیچیه و یهو میزاره و ميره و بعدش ، سرما بی معنی اما...اما ، اما ، اما...منِ لعنتیهِ سرما نکشیده ، کنار بخاری گرم خونه ، دراز کشیدم زیر پتو و تو جای "گرم و نرمم" از سرما مینویسم ، وقتی ی

ادامه مطلب  

 

یه پروژه تموم شد تحویل داده شد !!!!
یه تحقیق کامل برنامه نویسی  go  هم تحویل دادم!
اخیییییییییییششششششششششششششش
به معنای واقعی کلمه 
فقط 2 تای دیگه مونده 
ای خداااااااااااااااااااااا اونا هم تموم بشه 
تازه داره از برنامه نویسی خوشم میادددددددددددد خیلیییی 
انگار تازه دارم می فهممش :)

ادامه مطلب  

برف برف برف میباره...  

برف برف برف میباره...بابک جهانبخش داره میخونه
تازه از باشگاه اومدم...هوای برفی امروز کلی سرحالم آورد...اومدم خونه مامان نبود سریع دوش گرفتم و ماهی که مامان صبح خوابونده بود تو زعفرونو چیدم تو ماهیتابه با مخلفاتش و گذاشتم رو شعله...حالا وقتی بياد دیگه غر نمیزنه نمیشد کارای اینو انجام بدی؟؟؟ ناهار دیر شد :))))
برف برف برف میباره قلب من امشب بیقراره...
اتاقم هیچ پنجره ای نداره با نوری که از بیرون میخوره کمی روشنه...بخاریمو کمی زیاد کردم خزیدم زیرِ

ادامه مطلب  

385 قدرت باور  

بسم الله الرحمن الرحیم
پاسپورتم سه شنبه شب گم شد
و پنج شنبه ظهر پیدا شد
و چهارشنبه پرواز داشتم به ایران
که از دست رفت ...  بماند حکمت خدا ...
خلاصه امروز دوباره بلیط گرفتم برای هفته بعد
اما ...
یه اتفاق بامزه افتاد
خونمون یک کارگری داریم که
وقتی فهمیده پاسپورتم گم شده و مامان و بابام خیلی ناراحتن که نمی تونم برم ایران و جفتشون گریه کردن
خیلی غمگین شده و ایشونم گریه کرده
بعدش گوشه ی روسری شو گره زده و گفته بستم بخت دختر شاه پریون رو
بعد خیلی مطمئن گ

ادامه مطلب  

گریه های من  

نمیدونم بهش میرسم یا نه اصلا نمیدونممنو هنوز دوس داره یانه ولی اینو میدونم اگه نباشه میمیرم ای خدا هیچ کسی رو اینجوری عاشق نکن اون باورم نداره واین داره منو عذاب میده ببینید دارم میگم وقتی به حرفاش فک میکنم فکرخودکشی میزنه به سرم یه بار قرص خوردم ولی خانوادم فهمیدن و معدمو بردن شستشو دادن ولی جواد کجا از اینا خبرداره اره خبرنداره درکمم نمیکنه دارم براش مینویسم که اگه روزی براش خبر رسید فاطمت مرده بدونه دیگه نتونستم حرفای سنگینشو باخودم به

ادامه مطلب  

 

رفتیم کیش. با ماشین خودمون.خیلیخوب بود وخوش گذشت.هواشم عالی بود. انشالله هر کی دوس داره شرایطش محیا بشه و بره...
 
الان، امدم با چسب حرارتی، چیزی رو درست کنم. چندین بار هم زده بودم به برق و کشیده بودمش. کشیدمش و باران رو بردم پایین که بره مدرسه و امدم بالا.زدمش به برق و بووووووم. سیم متصل به دوشاخش تو دستم ترکید. دستم سیاه سیاه شد چند بار شستمش هنوز اثراتش مونده...

ادامه مطلب  

پیداش کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  

بچه ها من دو سه هفته ی پیش یه عروسک پرنسس رینبودش خریدم و بردم مدرسه تا به فاطمه (دوست صمیمیم که طرفدار رینبودشه) نشون بدم ولی زنگ تفریح اخر دیدم تاجش زیر میزمه منم برش داشتم تا بذارمش تو کیفم ولی عروسکه اونجا نبود!!!!!
تو کلاس کلا فقط سه نفر میتونستن اون کارو بکنن:
الینا: اون جزو سه نفریه(با خودم) که تو کلاس پونی دوست دارن ولی خیلی بعید بود که اون این کارو کرده باشه و اون میگفت:
- عروسکه رو روی میز اناهیتا دیده بود.
اناهیتا: اونم اخرین نفریه که پونی

ادامه مطلب  

 

ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮑﯿﻮ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺪ چند ﺗﺎ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﻭ ﻧﮕﯿن:
ﭼﻘﺪﺭﭼﺎﻕ ﺷﺪﯼ ﭼﻘﺪﺭ ﻻﻏﺮ ﺷﺪﯼ ﭼﻘﺪﺭ ﺧﺴﺘﻪ ایچقدر شکسته شدی
اینا جملتای هستن که اینروزا خیلی میشنوم 
درد داره وقتی اینارو میشنوی
وقتی خسته ای خسته تر میشی
وقتی شکسته ای شکسته تر میشی
راستی عشقت باهام چیکار کرد؟؟ و قراره چیکارا بکنه؟ ؟

ادامه مطلب  

 

ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮑﯿﻮ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺪ چند ﺗﺎ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﻭ ﻧﮕﯿن:
ﭼﻘﺪﺭﭼﺎﻕ ﺷﺪﯼ ﭼﻘﺪﺭ ﻻﻏﺮ ﺷﺪﯼ ﭼﻘﺪﺭ ﺧﺴﺘﻪ ایچقدر شکسته شدی
اینا جملتای هستن که اینروزا خیلی میشنوم 
درد داره وقتی اینارو میشنوی
وقتی خسته ای خسته تر میشی
وقتی شکسته ای شکسته تر میشی
راستی عشقت باهام چیکار کرد؟؟ و قراره چیکارا بکنه؟ ؟

ادامه مطلب  

مترو سواري من  

تا وقتی هوا گرم بود با موتور جانمان مسیر خونه تا محل كار وطی طریق میكردم ، كم كم كه هوا رو به سردی گرفت دیگه موتور و زدیم پاركینگ و ماشین جان در طول هفته بیشتر برداشتم و یه جورایی بیشتر از ماشین استفاده كردم 
اگر مطالبم و دنبال كرده باشی حتمی متوجه شدی من زیاد اهل استفاده از اتوموبیل و شلوغ كاری نیستم .عوضش تا بشه بهینه استفاده میكنم 
تو این هفته بعد از یك برف نسبتا خوب و سرمای شدید بعد از اون ،چنان افتابی تابیدن گرفت كه هوس كردم  با وسایل نقلی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1